الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
33
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
* حاصل مطلب كدام است ؟ اين است كه : اگر آيه شريفه عنوان عادل و فاسق را تعبدا مناط قرار مىداد حق با مستشكل بود كه مىگفت در خبرهاى حدسى هم هست . اما آيه شريفه : 1 - در نهى از قبول خبر فاسق علت آورد و آن احتمال ندامت است بر خلاف خبر عادل . 2 - احتمال ندامتى كه در خبر فاسق وجود دارد از ناحيه احتمال تعمّد كذب است . پس : خود آيه اين را مناط دانسته فتأمّل . * مراد از عبارت ( بل المراد انّ الآية المذكورة لا تدلّ . . . ) را منطوقا بيان كنيد ؟ اين است كه : در فاسق از جهت اينكه احتمال تعمد كذب در او وجود دارد ، فسق مانع از پذيرفتن خبرش مىشود . * مفهوم عبارت فوق چيست ؟ اين است كه : در عادل از اين جهت مانعى وجود ندارد و در عين حال دلالت هم ندارد كه خبر عادل در جايى كه احتمال خطاء و سهو در آن بوده است و نتوانستيم با اصل ( يعنى : اصالة عدم الخطإ كه به اخبار حسيه اختصاص دارد ) آن را نفى كنيم ، حجت است و قبولش واجب . * سرّ مطلب در قبول و عدم قبول خبر عادل و فاسق را مختصرا توضيح دهيد ؟ در فاسق رادع و مانعى از كذب نيست و لذا احتمال دروغ عمديش هست پس خبرش حجت نيست . در عادل به لحاظ وجود رادع و مانع از كذب احتمال دروغش نفى و لذا خبرش حجت است . به عبارت ديگر : نفس صفت فسق و عدالت وجودا و عدما در حكم ، دخالت قابل توجهى دارند لكن چنين حكمى در اصطلاح اصولى حكم حيثى است و منافات ندارد كه خبر عادل از حيث و جهت ديگر مردود باشد ، مثل : خبرى كه از وى صادر شده و مبتنى بر حدس است . لكن : چون احتمال اشتباه ناشى از حدس را در چنين خبرى نمىتوان با اصل ( اصالة عدم الخطإ ) ، دفع كرد اين قبيل اخبار عادل با آيه نبأ حجت نمىشود . پس : همانطور كه آيه شريفه از دلالت بر حجيت اخبار حدسى عادل غير كافى است ، از دلالت بر حجيت خبر فاسقى كه قطعا دروغ نمىگويد نيز غير وافى است و لذا براى حجيت اين گونه اخبار بايد به دليل ديگرى تمسك نمود .